سیاست خارجی کنش پذیر مناسب جمهوری اسلامی ایران نیست

بر اساس این قانون که در 11 آذر 1323 به تصویب رسید هیچ نخست وزیر،وزیر و اشخاصی که کفالت از آنها یا معاونت می کنند نمی توانند راجع به امتیاز نفت با هیچ یک از نمایندگان رسمی یا غیر رسمی دول مجاور و یا نمایندگان شرکت های نفت و یا هر کس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد انجام دهد و یا اینکه قراردادی امضا کند و ماده دوم آن بیان می داشت نخست وزیران و وزیران می توانند برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران معادن خود را استخراج می کند مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس را با خبر نمایند.

عوامل داخلی زیادی را می توان ذکر کرد؛ اما ماهیت رژیم یعنی اینکه رژیم دموکراتیک یا غیر دموکراتیک باشد، مشروعیت رژیم که ممکن سنتی، کاریزماتیک و عقلانی باشد، نوع فرهنگ سیاسی که ممکن محدود، تبعی و مشارکتی باشد و در نهایت ساختار و روابط قوا می تواند از عوامل موثر در سیاستگذاری خارجی باشد.

سفیر فلسطین در تهران با بیان اینکه من با تمام مسئولان ایران از هر دولتی روابط خوبی داشتهام، اظهار داشت: من با شهیدان رجایی و باهنر که رئیسجمهور و نخستوزیر بودند، روابط خوبی داشتم.

اکنون آمریکا بر اثر جنگهاییکه در منطقه به راه انداخته است بنابر اعتراف رسمی ترامپ حدود هفت تریلیون دلار هزینه کردهاند بدون اینکه دستاوردی آنچنانی داشته باشند. نخبگان سیاسی در عرصه روابط بین الملل با در نظر گرفتن و بررسی کردن توانایی های داخلی و محذورات بین المللی، سیاست را اتخاذ می کند که منافع و اهداف کشور را در خارج کشور با کمترین هزینه محقق سازد.

سلام حدود ۱۸ سال است که در تهران زندگی کرده و آگاهی او از مناسبات دیپلماتیک بین دو کشور را به همراه داشته است. وی در ادامه افزود: «ما 42 سال است که تحت فشار هستیم، چرا؟ در ادامه “صلاح الزواوی” سفیر فلسطین ضمن تقدیر و تشکر از حضور میهمانان و فعالان عرصه مقاومت و حمایت از فلسطین در مراسم ظهر امروز تاکید کرد که راه امام خمینی و انقلاب اسلامی تنها به ملت ایران اختصاص ندارد بلکه برای تمامی کشورهای اسلامی جهان است.

این استراتژی در زمان رضاشاه هم وجود داشت،رضاشاه سعی می کرد از طریق نزدیکی به آلمان،نفوذ و قدرت شوروی و انگلیس را کم کند ولی با شروع جنگ جهانی دوم این استراتژی او ناکام ماند.در طول جنگ این استراتژی ادامه یافت و امریکا جایگزین آلمان شد. بطور کلی سیاست ناسیونالیسم مثبت را می توان با سیاست اتحاد و ائتلاف یکی دانست،در این سیاست کشورها سعی می کنند از طریق متحد شدن با دیگر کشورها امنیت و منافع خود را بدست آورند، در این نوع سیاست معمولاً کشورهای قدرتمند منافع بیشتری نسبت به کشورهای ضعیف بدست می آورند.

در این جهانبینی هدف اصلی در زندگی، کسب نهایت لذت و منفعت بیشتر است لذا از این منظر کشورها و دولتها در روابط بینالمللی خود باید فقط به منفعت اقتصادی و رفاهی بیشتر خود بیندیشند درحالیکه در نظریه اسلامی چنین چیزی مورد پذیرش نیست؛ هدف اصلی اسلام، سعادت انسانها و فراگیری عدالت در ابعاد مختلف آن از جمله عدالت سیاسی در گستره جهان است.

همچنین در روز اول پیروزی انقلاب، سفارت رژیم صهیونیستی نیز تعطیل شد زیرا وجود سفارت رژیم صهیونیستی در ایران با ماهیت جمهوری اسلامی انطباق نداشت و به همین دلیل جمهوری اسلامی این سفارت را تحویل نمایندگان فلسطین داده و آن مکان به عنوان سفارت فلسطین تعیین شد. سیاست خارجی انقلابی باید در دستگاه دیپلماتیک و همچنین سایر نهادهای سیاسی، مطالعاتی و راهبردی، مورد توجه و حمایت قرار گیرد.

برای درک «منافع ملی» هر کشوری از جمله جمهوری اسلامی ایران، لازم است تا شاخصهای ژئوپلیتیکی، ساختاری، فرهنگ سیاسی و بینالمللی مورد توجه قرار گیرد. این سفارت از همان ابتدا با قرارداد بستن با صهیونیستها مخالف بود و علیه اسلو بیانیه ای را صادر کرد.این دشمن صهیونیستی هیچ وعده و قراری را نمی شناسد و اشغال نیل تا فرات را در برنامه خود دارد.

وی اضافه کرد: همان زمان من از تهران بیانیه ای صادر کردم و گفتم با وجودی که حاضر نیستیم از یک وجب خاک کشورم را نادیده بگیرم ولی اسراییلی ها به این پیمان (اشاره به پیمان اسلو) هم عمل نمی کنند. دکتر امیرعبداللهیان در بخش پایانی سخنان خود، ضمن ابراز خرسندی از حضور در جمع سفرای خارجی، بر آمادگی وزارت امور خارجه برای پیگیری و فعال سازی بیشتر مناسبت دوجانبه و در صورت لزوم هماهنگی با سایر وزارتخانهها و شخص ریاست جمهوری تاکید کرد.

به زعم نویسنده، آنچه که تلاشهای کاخ سفید در سالهای اخیر برای بهبود چهرة ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه و جهان اسلام و تا حدی سایر نقاط جهان را با ناکامی روبهرو کرده است، اتخاذ راهکار «جنگ تبلیغاتی» (propaganda) به جای اتخاذ «سیاست دیپلماسی فرهنگی» در مواجهه با واقعیات موجود بوده است. مشارکت همکاری محورانه با سایر فرهنگهای جهان یکی از محورهای اصلی راهکار کانادا و در سیاست خارجیاش است.

مسلم است که شهروندان با فرهنگ سیاسی محدود و تبعی هیچ گونه اثر گذاری نسبت به تصمیمات خارجی کشور ندارد چون هم آگاهی ندارد و هم از تاثیر گذاری خود مطلع نیست. نام هر یک ،تاریخ شروع و پایان و اصول آنها در زیر آمده است: 1-استراتژی نیروی سوم:از تلگراف رضا شاه در 3 شهریور1320 تا پاسخ منفی آیزنهاوربه دکتر مصدق در 21 دی 1331. اصل اساسی آن:حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور از طریق درگیر کردن آمریکا در امور ایران .

قواعد و اصول مشترک سیاست خارجی به مفهوم آن است که اولاً منافع ملی، انعکاس قدرت سیاسی کشورها است، ثانیاً منافع ملی با شاخصهای ایدئولوژیک هر کشوری تبیین و تفسیر میشود، ثالثاً منافع ملی ماهیت هنجاری دارد، رابعاً هر کشوری بدون توجه به موضوعات جانبی در راستای حداکثرسازی منافع ملی خود تصمیمگیری میکند، خامساً منافع ملی چراغ راهنمای تمامی کشورها محسوب میشود که باید به بقای سیاسی و امنیت ملی منجر شود.

تحول در معادلهی قدرت و محیط، محور اصلی دگرگونی در حوزهی منافع ملیِ سیاست خارجی کشورها محسوب میشود. البته این فرایند فقط در موارد و موضوعات کلان و راهبردی است؛ موارد کوچکتر که در همان سطوح خودش تصمیمگیری میشود و انجام میگیرد. فرایند علمی که در این کتاب «اقتصاد سیاسیِ سیاست خارجی» نامیده میشود.

این اقدامات ایران تاثیر چندانی بر روابط ایران با شوروی و انگلیس نداشت فقط روابط با امریکا را بیشتر کرد.اما اقدام ایران در تصویب قانون منع واگذاری امتیاز به بیگانگان تاثیر زیادی بر روابط خارجی ایران گذاشت.

بر اساس این نظریات طرح منع واگذاری امتیاز به بیگانگان در مجلس سیزدهم به تصویب رسید،حال که این استراتژی ها را شناختیم باید به بررسی تاثیر این دو استراتژی بر روابط خارجی ایران می پردازیم. استراتژی موازنه منفی در صدد بود از اتحاد سیاسی و نظامی با انگلستان و شوروی ، از رقابت آن دو در جهت تامین حداکثر منافع ایران استفاده نماید.مصدق پس از آن که توانست دست انگلستان را از صنایع نفت کوتاه کند به اقداماتی در جهت ایجاد تعادل میان دو ابر قدرت امریکا و شوروی دست زد.

به نظر می رسد طی سه دهه گذشته، سیاست خارجی نه تنها در میان کشورهای صنعتی بلکه در میان کشورهای در حال توسعۀ نوظهور به عنوان اهرمی برای افزایش ثروت ملی تبدیل شده است.

ازآنجاییکه جمهوری اسلامی ایران نمیتواند در فضای «بازدارندگی متقارن» قرار گیرد و از این طریق با اَشکال متنوعی از تهدید روبهرو خواهد شد، ضروری است که زمینههای لازم برای «بازدارندگی نامتقارن» از طریق حداکثرسازی قابلیت نیروهای آزادیبخش اسلامی در کشورهای پیرامون ایجاد شود. بهتبع آن سیاست خارجی ایران (مقاومت منطقهای و سیاست هستهای) بهعنوان رفتارهایی غیرواقعبینانه و غیرنرمال مورد بازنمایی قرار میگیرد.

این مسئله بزرگترین دلیل بر موفقیت نظام جمهوری اسلامی است که از آن وضعیت در ابتدای انقلاب به جایی میرسد که آمریکا با تمام قدرتش نیازمند تشکیل ائتلاف علیه ایران است.